در روز معاملاتی «وقتی کودکان آسیب میبینند - دیدار با تمام خانواده در کار حمایت از خانواده» تحت نظارت بیمارستان وستفولد، تئا اژه هلست ۱۸ ساله سخنرانی قدرتمند و مهمی در مورد چگونگی بزرگ شدن به عنوان خواهر و خویشاوند استاین - خواهر کوچکی با تغییرات عملکردی و بیماری - ارائه داد. او با صداقت، گرمی و خرد، در مورد تجربیات، واکنشهای خود و آنچه که در واقع برای کودکان در همان موقعیت تفاوت ایجاد میکند، صحبت کرد.
زندگی به عنوان یک خویشاوند - کاملاً
«من هیچوقت قبل و بعدش را تجربه نکردهام.» تیا گفت.
با تنها ۱۸ ماه اختلاف سنی بین او و خواهرش، او تمام عمرش یکی از اقوام بوده است. استاین با یک نقص ژنتیکی نادر متولد شد و در طول دوران کودکیاش بارها دچار تشنج صرع، بستری شدنهای مکرر در بیمارستان و مواجهه مکرر با آمبولانسها و خدمات درمانی تخصصی شده است.
در این بحبوحه، تئا با زندگی روزمرهای پر از مراقبت، مسئولیت، عشق، نگرانیها و سوالاتی که هیچکس همیشه توضیحی برای آنها ارائه نمیدهد، بزرگ شده است.
او خودش را اینگونه توصیف میکند «یاور کوچولوی مامان»،, نقشی که در آن شکوفا شد، اما همین نقش باعث شد که او به سرعت بالغ شود و گاهی اوقات احساس میکرد که کسی همیشه بیشتر از خودش به او نیاز دارد. زیرا با اینکه خانوادهاش همیشه او را در نظر میگرفتند، او... «کسی که خوب عمل کرد» در مواجهه با سیستم.
وقتی بچهها میفهمند – بدون درک
تئا لحظات زیادی را توصیف میکند که در کودکی متوجه شده بود چیزی متفاوت است، اما کلمات و توضیحات کافی برای آن نداشت. تئا کودکی دلسوز و وظیفهشناس بود. در ظاهر: با اعتماد به نفس، پرانرژی و باهوش. در درون: آشفتهبازاری از احساسات که جرات نمیکرد با صدای بلند بیان کند.
او چراغهای چشمکزن آبی آمبولانس در شب، تمام سیمها و دستگاههای بیمارستان و اولین ترس بزرگش را وقتی که ناف استاین را درآورد، به یاد میآورد:
«میدانستم که برای زنده ماندن باید غذا خورد. حالا خواهرم نمیتوانست. هیچکس برایم توضیح نمیداد که چه اتفاقی دارد میافتد. و بعد بچهها خودشان توضیحاتی میدهند - که اغلب بدتر از واقعیت است.»
بنابراین، بخش عمدهای از دوران کودکی به ترکیبی از عشق، غرور، ترس، سردرگمی و احساس مسئولیت تبدیل شد.
جرات کن و بپرس، و نشان بده که میدانی
تیا در مورد اینکه چقدر تلاش کمی لازم است تا او به عنوان یک کودک احساس امنیت کند و دیده شود صحبت کرد و نکات و توصیههای خاصی را در مورد اینکه چگونه بزرگسالان میتوانند در ملاقات با کودکان به عنوان اقوام تفاوت ایجاد کنند، به اشتراک گذاشت. چه پرسنل بهداشت، چه کارمندان مهدکودک یا مدرسه. در مورد اهمیت اینکه منتظر نمانید تا کودک دچار مشکل شود یا به وضوح نشان دهد که زندگی روزمره دشوار است. کسانی که «از خودش مراقبت میکند»،, شاید کسانی باشند که بیشترین نیاز را به شما دارند.
مادران شیرده از بیمارستان وستفولد به خاطر گوش دادن به کسانی که تجربیات زندگی خود را دارند و ارائه دیدگاهی مهم به یک روز حرفهای عالی و خوب، تشکر میکنند.

